السلمي
375
مجموعة آثار السلمي
شمرده مىشود . زيرا مشاهده اختصاص به بالاترين قوهء انسان دارد . پس اگر قوّهاى كه از حيث مرتبه پستتر است بر آن اطلاع يابد ، مشاهده خالص نتواند بود . همينطور در مورد قواى ديگر ، هرگاه قوهاى بر اعمال قوهء برتر اطلاع يابد ، مثلا قلب بر اعمال سرّ ونفس بر اعمال قلب ، اخلاص زائل وريا پديدار مىشود . اين از جهت وقوف قوا بر اعمال يكديگر است ، امّا از آنجا كه ملامتيه هر يك از اين قوا را جدا از بقيه ودر عمل مستقل مىدانند وبراي هر يك وظيفهء خاصي مجزا از ديگرى قائل هستند ، اگر يكى از آنها بر اعمال وشؤون ديگرى اطلاع يابد ، در انجام وظيفهء خود از اخلاص دور افتاده وصاحب خود را در ريا افكنده است . اكنون اگر شخص ملامتى ، ديگرى را بر فعل وحال خود واقف گرداند ، يعنى به قصد ، عمل وحال خود را اظهار كند ، از آنچه گفتيم به ريا نزديكتر خواهد بود واين امر از نظر ملامتيه ، چيزى جز رعونت نفس وبازى شيطان « 74 » نتواند بود . به همين دليل است كه ملامتيه با كلّيهء مظاهرى كه اعمال وأحوال ايشان را براي ديگران آشكار سازد سر جنگ دارند . از جمله خرقهپوشى را زشت مىدانند ، سماع وتواجد را ناپسند مىشمرند ، كرامات خود را پنهان مىسازند ، بر مسند وعظ وتذكير نمىنشينند واز همهء أموري كه در آن ، گونهاى از پديدار كردن أحوال باشد خوددارى مىكند . 3 ) آثار طبقهبندى قواى انساني توسط ملامتيه ، در سخنان ايشان پيرامون مسألهء « ذكر » نيز آشكار است . ملامتيه براي ذكر چهار نوع قائلند : ذكر زبان ، كه ذكر جوارح است وجنبهء جسماني وظاهري دارد ؛ ذكر قلب ، وذكر سرّ وذكر روح . وگويند : هرگاه ذكر روح مصداق پيدا كند ذكر سرّ وقلب وزبان متوقف مىشود ، ودر آن حالت در مقام « جمع » يا « فنا » مشاهده به حصول مىپيوندد . هرگاه ذكر سرّ تحقق يابد قلب وزبان از ذكر باز مىايستند واين مقام « هيبت » است . وهرگاه ذكر قلب صادق باشد زبان خاموش مىشود ، وذكر قلب ، ذكر آلاء ونعماء الهى است ، وچون قلب از ذكر غفلت نمايد ، زبان به ذكر مىپردازد . واين پائينترين مرتبهء ذكر است ، كه ذكر عوام مردم است . پس از آن براي هر يك از أنواع ياد شدهء ذكر ، آفتى را نام بردهاند ، آفت ذكر هر قوه ، اطلاع قوّهء ما دون آن بر ذكر آن است . « 75 » ذكر روح ، ذكر ذات الهى است در مقام مشاهده . ذكر سرّ ، ذكر صفات الهى است در مقام
--> ( 74 ) . رسالهء ملامتيه ، أصل هشتم . ( 75 ) . تفصيل آن را در رسالهء ملامتيه ، أصل نهم مطالعه كنيد وآن را با عوارف المعارف سهروردى ، ج 1 ، ص 205 - 206 در حاشيهء احياء العلوم مقايسه نمائيد .